تبليغاتX
استاد عطا جنگوك

استاد عطا جنگوك

موسیقی سنتی ایران

باید قدر جشن موسیقی را بدانیم

باید قدر جشن موسیقی را بدانیم
مشارکت هنرمندان موسیقی در برپایی کنسرت های متعدد برای هرچه بهتر برگزار شدن نهمین جشن خانه موسیقی یک اقدام شایسته و پسندیده از سوی گروه های موسیقی است و باید قدر این حرکت جمعی را دانست.

عطا جنگوک داور نهمین جشن خانه موسیقی با بیان این مطلب در خصوص کم و کیف داوری آثار ارسال شده به خبرنگار مهر گفت : کم و بیش مشغول بررسی آثار هستم و تا این لحظه در حوزه آهنگسازی آثار را بررسی کردم و خوشبختانه مجموع آثار به لحاظ کیفی خوب بوده و تا اندازه ای انتخاب را سخت کرده است.

این نوازنده سه تار در ادامه به حضور گسترده هنرمندان و برپایی کنسرت های متعدد در نهمین جشن خانه موسیقی اشاره کرد و گفت : چنین حرکت هایی برای پیشبرد هنر موسیقی خوب است چراکه به نظرمن حرکت هایی از این دست در تمام زمینه های موسیقی لازم و ضروری است و چه خوب است چنین فعالیت های جمعی در آینده برای رعایت حق کپی رایت از سوی هنرمندان موسیقی صورت گیرد .

وی در پایان متذکر شد : تجربه نشان داده که هرگاه هنرمندان دست به دست هم دادند به خوبی از پس مشکلات صنفی خود برآمده اند و به دنبال آن حمایتهای دولتی نیز جلب شده بنابراین باید فعالیت های بیشتری را زمینه هایی از این دست انجام داد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 8:20  توسط   | 

مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی درباره مرحوم علاالدین

آقاي جنگوك! شما دانش‌آموخته و پرورده سامانه آموزشي موسيقي دستگاهي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايراني هستيد. در ابتدا بفرماييد چگونه به بازآفريني موسيقي قومي و بومي ايران متمايل شديد؟


حدود سال‌هاي 58 و 59 حس عجيبي در درونم موج مي‌زد و احساس مي‌كردم اين نوع از موسيقي كشورمان خيلي مورد كم‌توجهي واقع شده است و ممكن است به مرور از بين برود. در نتيجه نخستين كارم را با همكاري آقاي حسين سيفي‌زاده كه اصالتاً كردزبان بودند، روي موسيقي محلي فارس آغاز كردم و اين اثر در سال 62 با عنوان <پر‌ستاره> به صورت رسمي منتشر شد. پس از اين تجربه شيرين از طريق آقاي سيفي‌زاده با زنده‌ياد بهمن علا‌ءالدين آشنا شدم. اين دو با هم دوست صميمي بودند. علا‌ءالدين وقتي كار مشترك من و سيفي‌زاده را شنيد، خيلي خوشش آمد و اظهار علا‌قه كرد مشابه آن در موسيقي بختياري هم كاري انجام بگيرد. من نيز متقابلا‌ً پس از شنيدن صدايش، به همكاري با ايشان تمايل نشان دادم. تعدادي از ترانه‌هايش را برايم خواند تا ضبط كنم. دو سال روي آنها كار كردم. پس از چندي احساس كردم براي نزديك‌شدن به حال و هواي موسيقي بختياري تحقيق بيشتري لا‌زم است. در نتيجه به شهركرد مركز استان چهارمحال و بختياري سفر كردم و در ابتدا با زنده ياد محمد طغانيان، نوازنده بي‌بديل كمانچه آن منطقه آشنا شدم. همزمان با ضبط نمونه‌هايي از كمانچه نوازي وي با يكي از كرنا نوازان مشهور منطقه به نام علي اكبر زكي‌پور نيز آشنا شدم. وقتي مي‌خواستم از نمونه آهنگ‌هايش ضبط كنم، به دليل شرايط خاص اجتماعي آن زمان گفت نمي‌توانم بنوازم. در نتيجه در اتاقي كه چندان صدا بيرون نمي‌رفت، با دهانش ملودي‌هاي سازي را نواخت و نمونه‌هاي آوازي را خواند. حتي در اتاق هم نمي‌توانست ساز بنوازد! ‌



پس از اين پژوهش‌ها، ذهنيتم نسبت به موسيقي بختياري به مقدار قابل ملا‌حظه‌اي تغيير كرد و زماني كه نمونه‌هاي ضبط شده را به گوش علا‌ءالدين رساندم، او نيز تحت تأثير قرار گرفت و در ترانه‌هايش تغييراتي داد. يك سال ديگر هم روي اين نمونه‌ها كار كردم تا نوبت تمرين گروهي رسيد. ضبط به صورت زنده بود و ايرج حقيقي كارش را در ضبط به نيكي انجام داد. تقريباً با دوبار اجرا هركدام از آهنگ‌ها به ضبط نهايي مي‌رسيد. هفت ماه بعد هم مجوز آن صادر شد و خاطرم هست در 17 اسفند 1365 به بازار آمد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 8:44  توسط   |